استاد

دیشب کنسرت شجریان بود. جدا از اینکه من به موسیقی سنتی ایران علاقه ای ندارم، گفتم یکبار در عمرم بروم ببینم خود شجریان چه می خواند و چه جور می خواند.. ایران که بودیم که از این موقعیت ها نداشتیم! حالا بیاییم خارج ببینیم هنرمند داخلی چه می کند…

دلم می خواست چیزی متفاوت ببینم.. یعنی حداقل بعد از این همه سال که موسیقی سنتی ایرانی در ذهن من همان ضرب و همان آهنگ یکنواخت را داشته، دوست داشتم اینبار ضرب و آهنگ جدیدی بشنوم، نه تکرار ریتم های قبلی..

اما از دید من کل قضیه boring بود.

گفتم شاید خودش بخواند بهتر باشد…

اما خودش هم نخواند.. یعنی خواند.. آن وسط نشسته بود کنار دخترش… و از مجموع 2 ساعت کنسرت جمعا شاید 10 دقیقه خواند!

خب روی بلیط در کنار عکس بزرگ شجریان می نوشتند: شما دارید این بلیط را به خاطر شجریان می خرید و اگر اسم شجریان روی این کنسرت نبود عمرا این همه ایرانی می آمدید دور هم یک جا، ولی شرمنده استاد به خاطر کهولت سن نای خواندن ندارد.

Advertisements
این نوشته در قاب هایی از زندگی, آلمان, ایران ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای استاد

  1. فرزانه :گفت

    من چقدر دوست داشتم کنسرت استاد شجریان و استاد ناظری برم
    فکر نمیکردم اینقدر کم بخونن
    حالا یه سر کنسرت استاد ناظری برو ببین ایشون چطوری هستن

  2. سعیده :گفت

    وای که من اون شب چقدر دلم میخواست ایران نبودم و به جای گوش کردن به تعریفات برادرم ، خودم از نزدیک حضور داشتم ….

    خوش به حالتون … 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s