دروغ

مافیا بازی کردن بد است.. می بینی که آدم ها توی صورت هم زل می زنند، قسم می خورند، و همدیگر را متهم می کنند ، در حالی که می دانند خودشان متهم اند… بعد که معلوم می شود دروغ گفته اند همه می خندند و بازی از نو شروع می شود…

این من را می ترساند.. این تمرین برای دروغ من را می ترساند… وقتی 10 کارت می گذارم وسط و به دروغ می گویم همه ی اینها پنج است، این من را می ترساند..

اینکه دروغ گفتن راحت شود برایم، اینکه بترسم از اینکه چیزی که می شنوم دروغ است، اینکه اعتمادم را از دست بدهم… اینها زندگی را جهنم می کنند…

زندگی سخت است.. و پیچیده نیز هم…

Advertisements
این نوشته در قاب هایی از زندگی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای دروغ

  1. محمد رضا :گفت

    من دیگر زیاد نمی ترسم، آخر اتفاق افتاد آنچه نباید اتفاق می افتاد،….

  2. پیچک :گفت

    فکر کنم زندگی هم یه جور مافیا بازی باشه..لابد منطق بازی و یه جایی دیدن که این جوری ساختنش دیگه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s