اسب سواری

بعد یادم هست که قرار بود برویم کلاس اسب سواری. و طرف نمی آمد. می گفت معلم اش مرد است. گفت از مراجع پرسیده گفته اند اشکال دارد.
گفتم چه ربطی داره. پشت اسبه می شینی نه پشت مربیه! اسبش نباید «نر» باشه!
اما به خرجش نرفت که نرفت.
آخر هم نیامد، تنهایی به گناه افتادم! هی گناه کردم، هی گناه کردم!

Advertisements
این نوشته در درباره آدم های دیگر ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای اسب سواری

  1. سلام
    یادمه طالبان یه قانونی داشتن که تو خونه هایی که دختر هست نباید خروس باشه.
    یا الان این وهابی های دیوانه تر از ماها فتوا دادن که موندن دختر کنار باباش بدون حضور مادرش حرامه.
    خوی حماقت که شاخ و دم نداره.

  2. Crow Lady :گفت

    چه گناه با حالی کردی!جای من خالی!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s