آتش بیاورید

آتش بیاورید…
بس فتنه ها که ریشه دواندست در زمین
گشتست چون درخت بزرگی به نام ظلم
آتش بیاورید…
آن آتشی که شعله زند بر درخت ظلم
چونان که ریشه ای از آن نماندش
آتش بیاورید…
بس کشتگان که در بر ظلمش فتاده اند
بس بند ها که پای اسیران گرفته است
بس غم که بر دل انسان فکنده است
بس اشک ها که مادر غمدار دیده است
آتش بیاورید…
من خسته ام ز همه ظلم و جور ها
من طاقتم به کف آمد از این هوا
با چشم های باز
با گوش های تیز
آتش زنم به درختی به نام ظلم..

سروده شده توسط من. دی 89

Advertisements
این نوشته در اشعار من ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s