برای پسری که به یکباره دیگر من را نشناخت!

یکبار یادم هست خیلی گریه کردم…
این یکبار یک سال طول کشید. آن زمان فکر می کردم تنها یک پسر در تمام دنیا وجود دارد و حالا همه چیز تمام شده است. بعدتر فهمیدم که زیادند. گفتم به تخمم که گریه کردم. درسی شد که بفهمم رفتن هیچ پسری آخر دنیا نیست که تازه شروع یک دنیای جدید است!

Advertisements
این نوشته در Eternal Sunshine of the spotless mind ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s